تبلیغات
حضرت مهتاب
05:36 ب.ظ
103
بانویی که سه در بهشت به سویش باز است.....

معبود من

از گرفتاری هایت گله میكنی؟
و پیش بندگانم شكایت میبری؟
نمی دانی...
تا به حال شكایت تورا نافرمانی هایت را
پیش فرشتگان نبرده ام وهیچ نگفته ام!
جایی گوشه قلبت مرا به خاطر آور كه تو را در ذات خود یاد خواهم كرد!
 

روى القاضى نور اللّه عن الصادق علیه السلام قال:


ان للّه حرماً و هو مکه ألا انَّ لرسول اللّه حرماً و هوالمدینة ألا وان لامیرالمؤمنین علیه السلام حرماً و هو الکوفه الا و انَّ قم الکوفة الضغیرة ألا ان للجنة ثمانیه ابواب ثلاثه منها الى قم تقبض فیها اموأة من ولدى اسمها فاطمه بنت موسى علیها السلام و تدخل بشفاعتها شیعتى الجنة با جمعهم . 

خداوند حرمى دارد که مکه است، پیامبر حرمى دارد و آن مدینه است و حضرت على(علیه السلام) حرمى دارد و آن کوفه است و قم کوفه کوچک است که از 8 درب بهشت سه درب آن به قم باز مى شود - زنى از فرزندان من در قم از دنیا مى رود که اسمش فاطمه دختر موسى(علیه السلام) است و به شفاعت او همه شیعیان من وارد بهشت مى شوند. 

من که طاقت نیاوردم  صبر کنم تا ولادت خانم حضرت معصومه(س) خیلی  زیاد دلم  براشون تنگ شده بود تصمیم گرفتم از ایشون مطلب بذارم ولی تبریک من پیشاپیش قبول کنید  به خصوص دختر خانوما روز شمام مبارک





 حجت‌الاسلام ابن الرّضا
از حاج آقای کشفی از خدمتگزاران حرم حضرت معصومه(س) نقل کردند که در ایام جنگ، شبی از شب‌ها گروهی از اسرای عراقی را به حرم مطهّر کریمه اهل‌بیت آورده بودند، در طرف بالای سر حضرت میله‌هایی نهاده شده بود که اسرا در داخل میله‌ها و دیگر زائران در بیرون میله‌ها مشغول زیارت بودند، یک مرتبه دیدیم که زنی از میان تماشاگران جیغ کشید و بلافاصله یکی از اسرا نیز جیغی کشید...............



دلتنگیهای من

 خدایــــا ....!!!
اینقـــدر بهــم ظرفیــت بــده ؛
که نعمـــت هـایی که از روی بخشنــدگی ات بهــم میــدی ,به پای ٍ لیــاقت خودم ننـــویسم ... !


 

 حجت‌الاسلام ابن الرّضا از حاج آقای کشفی از خدمتگزاران حرم حضرت معصومه(س) نقل کردند که در ایام جنگ، شبی از شب‌ها گروهی از اسرای عراقی را به حرم مطهّر کریمه اهل‌بیت آورده بودند، در طرف بالای سر حضرت میله‌هایی نهاده شده بود که اسرا در داخل میله‌ها و دیگر زائران در بیرون میله‌ها مشغول زیارت بودند، یک مرتبه دیدیم که زنی از میان تماشاگران جیغ کشید و بلافاصله یکی از اسرا نیز جیغی کشید.
 
معلوم شد که این اسیر از شیعیان عراقی بوده، به خدمت سربازی رفته، توسّط ارتش عراقی او را اجباراً به جبهه برده‌اند و آنجا به اسارت نیروهای ایرانی در آمده است.

مادرش نیز به جرم شیعه بودن از عراق اخراج شده، به ایران آمده، در قم اسکان داده شده و به کلّی از سرنوشت پسرش بی‌خبر مانده است.

این مادر بیچاره، هر شب به حرم مطهّر حضرت معصومه(س) مشرّف می‌شده، به خدمت بی بی عرض می‌کرده: بی بی جان من پسرم را از تو می‌خواهم.

آن شب نیز چون شب‌های دیگر به حرم مشرّف شده، برای پسرش دعا کرده، به حضرت معصومه(س) متوسّل شده است که یک مرتبه پسرش را در میان اسیران دیده، بی اختیار جیغ کشیده، پسرش نیز متوجّه مادر شده، متقابلاً جیغ کشیده و این گونه از عنایات حضرت معصومه(س) پس از سال‌ها جدایی، چشم مادر با دیدن میوه دلش روشن می‌شود.

پس از این رخداد جالب، توسط سازمان بین‌المللی ترتیبی داده شد که این پسر از اسارت آزاد شده به کانون گرم خانواده برگردد.