تبلیغات
حضرت مهتاب
01:21 ب.ظ
105
غذای شور بخور تا....
معبود من

ﭘﻨﺎﻩ ﻣﯽ ﺑﺮﻡ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺍﺯ ﻋﯿﺒﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﺭ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ

ﻭ ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻫﻤﺎﻥ ﻋﯿﺐ ﻣﻼﻣﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ


امروز داشتم نظرات وبلاگ خلدستان از دوستان همشهری خوانساری رو  میخوندم به یه نظر جالب برخوردم یادم میاد این سوأل همیشه ذهن منم درگیر میکرد البته اون وقتا که بی گناهتر بودم و .....

 بعد تصمیم گرفتم به عنوان پست ازش استفاده کنم تا همیشه به عنوان یادآور جلوی چشام باشه تا یادم نرفته جا داره اینجا از همون دوستی که همیشه در کنارم  هست و بیشتر یادآورا و تلنگرارو برام میزنه شدیداً قدردانی کنم چون توان جبران براش ندارم از خانم میخام بهترینارو براشون دعا کنند به درگاه خدا






اما داستان:

شاگرد: استاد، چکار کنم که خواب امام زمان(عج) رو ببینم؟
استاد: شب یک غذای شور بخور،آب نخور و بخواب. شاگرد دستور استاد رو اجرا کرد و برگشت.
شاگرد: استاد دیشب دائم خواب آب میدیدم!‏ خواب دیدم بر لب چاهی دارم آب مینوشم،کنار نهر آبی در حال خوردن آب هستم! در ساحل رودخانه ای...
استاد فرمود: تشنه آب بودی خواب آب دیدی‏؛‏

تشنه امام زمان(عج) بشو تا خواب امام زمان(عج) ببینی..



راستی یه حرف درگوشی :
این روزا دلم بدجور هوای جمکران کرده خدانکنه کسی الان تودلش بگه جمکران که نزدیکه راحت میتونی بری چون اون موقع بدجور شرمنده میشم چون اعتقاد دارم اگه لایق نباشی تا امام زاده احمد(علیه السلام)  شهرستان خودمونم نمیتونی بری دعا کنید خدا سبب بسازه به زودی برم دلم خیلی غصه داره
 دل تنگ آقا شدم


دلتنگیهای من


برادران یوسف وقتی می‌خواستند یوسف را به چاه بیفکنند

یوسف لبخندی زد

یهودا پرسید: چرا خندیدی ؟

این جا که جای خنده نیست

یوسف گفت : روزی در فکر بودم چگونه کسی می‌تواند به من اظهار دشمنی کند

با این که برادران نیرومندی دارم ؟

اینک خداوند همین برادران را بر من مسلط کرد

تا بدانم که غیر از خدا تکیه گاهی نیست