تبلیغات
حضرت مهتاب
12:22 ب.ظ
134
تک پرستار صبور کربلا
 تـمـام هـسـتـی مـن خــاک پـایــتـان بانو!
و جـان عـالـم هـسـتـی فدایتان بانو!
کـویـر جـسـم زمـیـن پـر شکوفه می‌گردد
که مـی‌وزد نـفـس د‌ل‌گـشـایـتان بانو
هـزار مـرتـبـه گفـتــم و بــاز مــی‌گــویم
تـمـام هـستی من خاک پایتان بانو



امروز تولد دختر صبور خانم فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها)است .

 من که امروز از خانم عیدی میخوام شمارو نمیدونم
 همیشه شنیدیم گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه چیست......

امروز  جا داره ویژه به پدرو مادرم که تو تمام سالهای مریضی مادربزرگم با صبر زیاد پرستارای مهربونی بودند  به خصوص پدرم  تبریک بگم
و بهشون میگم اجرتون با خانم زینب (سلام الله علیها) تک پرستار صبور کربلا و عالم خلقت....
این کلیپ زیبا تقدیم به تمام پرستاران روی زمین


[]

زینب كبرى (سلام الله علیها) روز پنجم جمادى الاول سال 5 یا 6 هجرت در مدینه چشم به جهان گشود. خبر تولد نوزاد عزیز، به گوش رسول خدا (ص) رسید. رسول خدا (ص) براى دیدار او به منزل دخترش ‍ حضرت فاطمه زهرا (س) آمد و به دختر خود فاطمه (س) فرمود:

*دخترم ، فاطمه جان ، نوزادت را برایم بیاور تا او را ببینم *

فاطمه (سلام الله علیها) نوزاد كوچكش را به سینه فشرد، بر گونه هاى دوست داشتنى او بوسه زد، و آن گاه به پدر بزرگوارش داد. پیامبر (ص) فرزند دلبند زهراى عزیزش را در آغوش كشیده صورت خود را به صورت او گذاشت و شروع به اشك ریختن كرد. فاطمه (ص) ناگهان متوجه این صحنه شد و در حالى كه شدیدا ناراحت بود از پدر پرسید: پدرم ، چرا گریه مى كنى ؟!

رسول خدا (ص) فرمود: ((گریه ام به این علت است كه پس از مرگ من و تو، این دختر دوست داشتنى من سرنوشت غمبارى خواهد داشت ، در نظرم مجسم گشت كه او با چه مشكلاتى دردناكى رو به رو مى شود و چه مصیبتهاى بزرگى را به خاطر رضاى خداوند با آغوش باز استقبال مى كند)).

در آن دقایقى كه آرام اشك مى ریخت و نواده عزیزش را مى بوسید، گاهى نیز چهره از رخسار او برداشته به چهره معصومى كه بعدها رسالتى بزرگ را عهده دار مى گشت خیره خیره مى نگریست و در همین جا بود كه خطاب به دخترش فاطمه (س) فرمود: ((اى پاره تن من و روشنى چشمانم ، فاطمه جان ، هر كسى كه بر زینب و مصایب او بگرید ثواب گریستن كسى را به او مى دهند كه بر دو برادر او حسن و حسین گرید.