تبلیغات
حضرت مهتاب
10:46 ق.ظ
43
بوسه بر گل

از خدا پروا کنید تا پـَـــــــــر وا کنید …
شهید چمران”


 ابوهاشم جعفرى حكایت كند:

روزى در محضر شریف امام هادى علیه السلام شرفیاب شدم ، كودكى وارد شد و شاخه گلى را تقدیم آن حضرت كرد.
امام علیه السلام آن شاخه گل را گرفت و بوئید و بر چشم خود نهاد و بوسید؛ و سپس آن را به من اهداء نمود و اظهار داشت :
هر كه شاخه گلى را ببوید و بر چشم خویش بگذارد و ببوسد و سپس صلوات بر محمّد و آلش فرستد، خداوند متعال حسنات بى شمارى را در نامه اعمالش ثبت مى نماید؛ و نیز بسیارى از خطاها و لغزش هایش را مورد عفو قرار مى دهد.

امام زیبابین مان را که کودکان برایش گل هدیه می برند و او یکی از امضاهای زیبای خدا در طبیعت را با آدابش نگاه می کند و به دیگران هم می آموزد ، چقدر و  چگونه معرفی کرده ایم؟

دستان ما، پاهایمان ،چشم و دلو روحمان این روزها چگونه اند آیا به این درک رسیده اند جلوه های زیبایی را ببینند و دست به کار سجده ی شکر شوند یا لا اقل
کمی کلام فرستنده حق را با خود زمزمه کنند اگر نه...........
 دیر نشده بسمه الله
صلوات اولین نگاه عاشقانه ات   را بفرست برای  دیدن  نگاه بی منت  مولا صاحب الزمان که هر لحظه جلوه گر است و ما غافل




سلام اماما!

از وقتی یادم می آید شما را در رنج و سختی و بایکوت دیده ام. از همان هشت سالگی که سروری می کرده اید بر عالم، تا چهل و یک سالگی که حاصل یک عمر خون دل خوردنتان و آقایی کردنتان، سمّی بود که بر شما تحمیل شد. عجب دنیایی است آقا جان! اصلاً ظاهراً سنت شده است که هر کس حقیقت گفت در مضیقه قرار گیرد. چه رسد به شما که حقیقت وجودتان برای دشمنان جنون آفریده است.

اماما! اصلاً خار در چشم و استخوان در گلو بودن رسم این طایفه ی نور شده. به هر حال با شش خلیفه ی عباسی مبارزه کردن کار هر کسی نیست. بمیرم برایتان که اگر مردم زمانتان درک تان می کردند این قدر خلیفه های ظالم گستاخ نمی شدند. بمیرم برایتان اگر مردم زمانمان درک تان می کردند این سگان بی حیا اُو اُو نمی کردند در مقابلتان!

اماما! «نقی» بودنتان دال بر پاک بودنتان است، اما کر و کور شدن هم حدی دارد. ای کاش زمانی بود که شما درک می شدید و ما به آن دوران مفتخر بودیم. ولی حیف که مظلومیت شما حد نمی شناسد و همچنان چنگ بر دل عشاقتان می زند.

اماما! بر حرمتان تعرض شد، ببخش که جز اشک و آه و کمی راهپیمایی کاری از دست و دلمان بر نیامد. حالا چه کنیم که پا را از بی حیایی فراتر برده اند و تازه بر آن هم افتخار می کنند.

اماما! چه بر سر زمانه ی ما آمده است؟ خواستم بگویم برای شناخت شما، ما چه کرده ایم...؟! دیدم چقدر کلیشه ای می خواهم حرف بزنم! گفتم با خودم خلوت کنم بهتر است...

اماما! تو برایمان دعا کن...

مجید صمدیان




دلتنگیهای من

خدایا مرا از خودم رها کن …
هیچکس به اندازه خودم مرا آزار نداد !